روزگار شاهزاده GEM TV روزگار شاهزاده GEM TV
سریال  روزگار شاهزاده نسخه کامل
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
پرورش شترمرغ !
آموزش پرورش شترمرغ
شغلی پردرآمد با تسهیلات بانکی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 1 بهمن ماه سال 1388 ساعت 15:34

- تشنگی نشانهٔ چیست؟
تشنگی علامت خطری برای کم شدن مایعات بدن است. این کاهش مایعات می‌تواند ناشی از عرق کردن زیاد، استفراغ، اسهال، تب، گرگرفتگی، آفتاب سوختگی یا رژیم غذائی باشد.حتی چند ساعت نشستن در کابین خشک هواپیما نیم‌لیتر یا بیشتر آب بدن را از طریق تبخیر و تنفس کم می‌کند. داروهای مدر و استروئید هم می‌توانند بدن را کم آب کنند.
با کم شدن مایعات، بدن آب بزاق را می‌گیرد و احساس خشکی دهان به‌وجود می‌آورد. اگر در این مرحله کمبود آب را جیران نکنید، احساس خستگی، ضعف، و سردرد شروع می‌شود. با شدیدتر شدن کم‌آبی بدن سرگیجه و علائم دیگر هم پدیدار می‌شوند.
خشکی دهان به معنی نیاز به آشامیدن است. اما زنگ خطر تشنگی همیشه به صدا در نمی‌آید. اگر در حال کوه‌پیمائی در یک روز آفتابی باشید، ممکن است پیش از آنکه احساس تشنگی کنید مقدار زیادی آب بدنتان از دست رفته باشد.
نوع دیگری تشنگی به‌‌صورت تشنگی مداوم بدون توجه به مقدار آشامیدن همراه با اشتهای زیاد و دفع فراوان ادرار ممکن است نشانهٔ بیماری قند بزرگسالان باشد.
این بیماری قند شایع‌ترین نوع آن است و بعد از ۴۰ سالگی شروع می‌شود. مقدار بسیار زیادی قند در بدن جمع شده است و بدن با کشیدن مایعات درون سلول‌ها سعی در رقیق کردن خون دارد.

- درمان تشنگی
پیش از تشنگی آب بنوشید. همیشه به احساس تشنگی متکی نباشید، مخصوصاً در سنین بالا، چون بالا رفتن سن احساس تشنگی را ضعیف می‌کند. خوردن نیم فنجان آب در هر ساعت کم‌آبی خفیف بدن را کنترل می‌کند. اگر زیاد عرق می‌کنید یا هوا گرم یا خشک است، به آب بیشتری نیاز دارید. بسیاری از پزشکان نوشیدن هشت لیوان آب را در روز توصیه می‌کنند.
ادرار را بی‌درنگ کنید. برای جلوگیری از بی‌آب شدن باید آنقدر آب بخورید تا ادرار به جای زرد بی‌رنگ شود. بی‌رنگ شدن ادرار نشان می‌دهد که آب کافی به بدنتان رسیده است.
همیشه آب بخورید. برای اینکه خوردن آب را فراموش نکنید، از چشمانتان کمک بگیرید. مثلاً یک بطری پرآب را در وسط یخچال بگذارید. روی میز کار و داخل اتومبیلتان هم آب ببرید.
با ورزش آب بخورید. در هنگام ورزش بدن ممکن است قبل از احساس تشنگی تا ۲ لیتر آب از دست داده باشد. برای جبران آن، هر ۱۵ دقیق نیم فنجان آب بنوشید و اگر احساس ضعف و خستگی می‌کنید، ورزش را متوقف کرده و لیوانی آب بنوشید.
آب معدنی بنوشید. وقتی به‌مدت بیش از دو ساعت ورزش شدید می‌کنید، علاوه بر آب مقدار زیاد کانی‌های بدن هم از دست می‌رود. این کانی‌ها، یاالکترولیت‌ها، انتقال پیام‌های عصبی را به ماهیچه‌ها تسهیل می‌کنند. در این حالت خوردن آب تنها کافی نیست و بهتر است آب معدنی خورده شود. آب معدنی حاوی نمک‌هائی برای نگاه‌داشتن آب دیدن الکترولیت‌هائی مثل پتاسیم، و نیز گلوکوز است که انرژی‌زاست. (اگر دچار بیماری قند هستید، فشار خون بالا دارید، یا داروی مدر می‌خورید، در مورد نوشیدن آب معدنی از پزشک سئوال کنید)
داروهایتان را کنترل کنید. اگر دچار تشنگی می‌شوید، داروهایتان را به پزشک نشان دهید. شاید علت تشنگی خوردن داروهای مدر یا استروئید باشد که با کم کردن مقدار مصرف آن تشنگی برطرف می‌شود.
آزمایش خون کنید. بیماری قند چیزی نیست که خودتان تشخیص دهید. اگر مقدار قند خونتان بالاست، باید با کمک پزشک آن را کنترل کنید. برای این کار برنامه‌ای شامل رژیم غذائی و ورزش لازم است.


منبع: www.vista.ir

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
داغ کن - کلوب دات کام
پنجشنبه 1 بهمن ماه سال 1388 ساعت 15:23

- چنگ‌شدن ماهیچه نشانهٔ چیست؟
چنگ‌شدن ماهیچه یک درد همگانی است، هیچ تفاوتی بین یک ورزشکار حرفه‌ای و یک فرد کم تحرک نمی‌شناسد. ممکن است مسافت زیادی را دوچرخه‌سواری کنید، گاه‌گاه در استخر شنا کنید، و بدون هیچ ناراحتی به رختخواب بروید. و ناگهان، ماهیچه از کار باز ایستاده و درد عارض می‌شود.
چنگ‌شدن ممکن است ناشی از هر چیزی باشد که بر توانائی ماهیچه برای انقباض و استراحت تأثیر بگذارد. مثلاً در گرفتگی پا برای جلو رفتن در هنگام شنا یا صاف کردن پائین ملافه در رختخواب خم می‌شود، وترهای ماهیچه‌ها بیش از حد کشیده شده و اعصاب پا و ساق آن به‌شدت تحریک می‌شوند. این تحریک باعث قاطی شدن پیام‌های عصبی شده و نتیجهٔ آن چنگ‌شدن دردناک ماهیچه‌ است. ماهیچه ممکن است فقط پیام انقباض دریافت کند، نه استراحت.
تعریق زیاد هم می‌تواند باعث چنگ‌شدن ماهیچه شود. عرق کردن شدید کانی‌ماهی مهم بدن - پتاسیم، سدیم، منیزیم و کلسیم - را از بدن تخلیه می‌کند. این کانی‌ها، که الکترولیت‌ها نام دارند، مسئول تغییرات الکتریکی اعصاب کنترل‌کنندهٔ تکانه‌های انقباض و استراحت هستند. کمبود مایعاتی که که تعادل دقیق الکترولیت‌ها را برقرار می‌کنند به اثر نکردن پیام‌های عصبی منجر می‌شود.
اگر کار بیش از حد یک ماهیچه باعث آسیب دیدن آن شده باشد، چنگ‌شدن ممکن است به انقباض مداوم آن، یا گرفتگی ماهیچه‌، منجر شود. اغلب ”چنگ‌شدن“ و ”گرفتگی“ ماهیچه را با هم اشتباه می‌کنند. گرفتگی به‌معنی قفل شدن تارهای ماهیچه‌ای به‌منظور مراقبت از ماهیچهٔ آسیب‌دیده است.
کسانی که بیماری‌های برهم زنندهٔ گردش خون یا سوخت و ساز ماهیچه‌ای دارند نیز زیاد دچار چنگ‌شدن ماهیچه‌ می‌گردند. از جملهٔ این بیماری‌ها مرض قند، التهاب شبه روماتیسمی مفاصل، و بیماری غده تیروئید است.

- درمان چنگ‌شدن ماهیچه
ماساژ دهید. با یک دست ماهیچهٔ چنگ شدهٔ پا را کشش داده و با دست دیگر آن را بفشارید و آزاد کنید. این کار جریان خون را در ماهیچه بهتر کرده و به شل شدن آن از ظرف چند ثانیه کمک می‌کند.
انگشتان پا را به بالا بفشارید. این کار راه سریعی برای آزاد کردن چنگ‌شدگی ماهیچهٔ پا در هنگان شنا است.
آن را خنک کنید. اگر ماساژ چنگ‌شدگی را آزاد نکرد و به گرفتگی ماهیچه منجر شد، ماساژ دادن با یخ آن را بی‌حس می‌کند. قطعه یخی را سه تا پنج دقیقه بر ماهیچهٔ چنگ‌شده بمالید. یخ را در یک جا نگاه ندارید، چون ممکن است به پوست آسیب برساند.
لب بالا را نیشگون بگیرید. چیز غریب است، ولی نیشگون گرفتن ناحیهٔ بالای لب با دو انگشت می‌تواند چنگ‌شدگی پا را رفع کند. دلیل آن به‌درستی معلوم نیست، ولی دو احتمال وجود دارد، یکی این که ممکن است بالای لب ناحیهٔ فشار برای شل کردن ماهیچه‌ها باشد، و دیگر این که ممکن است درد ناشی از نیشگون گرفتن توجه را از چنگ‌شدگی پا به خود جلب کرده تا خودبه‌خود برطرف شود.
هرچه زودتر رفع تشنگی کنید. اگر عرق زیاد کرده‌اید و ناگهان ماهیچهٔ پایتان چنگ شده است، چند لیوان آب یا هر مایع دیگر بنوشید. اگر همزمان با آن ماهیچه‌ را هم کشش بدهید، چنگ‌شدگی خیلی زود برطرف می‌شود.
مرتب آب بخورید. برای جلوگیری از چنگ‌شدن ماهیچه در اثر عرق کردن، هر ده دقیقه چند جرعه آب بنوشید.
نمک بخورید. تا جائی که می‌توانید، هنگام عرق‌کردن از خوردن نمک و مایعات نمکی خودداری کنید. نمک باعث کشیده‌شدن آب ماهیچه‌ها به معده می‌شود.
آب معدنی بخورید. اگر تصمیم به کاری دارید که زیاد عرق می‌کنید، مثل پیاده‌روی، باید پتاسیم و دیگر الکترولیت‌هائی را که در آب معمولی نیستند به بدن برسانید. گلوکوز موجود در برخی نوشابه‌های ورزشی باعث جذب سریع‌تر الکترولیت‌ها می‌شود.
رو به دیوار ورزش کنید. مطالعه بر ۴۴ نفر نشان داد که روزانه سه بار ورزش کشش ساق پا چنگ شدن شبانهٔ ماهیچه را درمان می‌کند. برای این کار، رو به دیوار در فاصلهٔ ۶۰ سانتی‌متری بایستید؛ دست‌ها را روی دیوار بگذارید؛ و در حالی که پاشنه‌ها بر روی زمین هستند، به جلو تکیه دهید؛ ده ثانیه صبر کنید و سپس پنج ثانیه به حالت ایستاده برگردید. این کار را دو بار دیگر تکرار کنید.
کینین بخورید. خوردن قرص کینین در سالمندان از چنگ‌شدن شبانهٔ ماهیچه‌ها جلوگیری می‌کند. احتمالاً کینین تحریک‌پذیری اعصاب را کمتر می‌کند. در هر حال، خوردن قرص کینین با ویتامین E مؤثر است، ولی اول از پزشک اجازه بگیرید.


منبع: www.vista.ir

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
داغ کن - کلوب دات کام
جمعه 25 دی ماه سال 1388 ساعت 22:02

سلام دوستان

ادامه سفر:

حالا داریم رکاب می زنیم(1386/5/17):

توی یه پمپ بنزین تو خطبه سرا واسه صبحانه اتراق کردیم.

یه سنجاقکی بود که هی مزاحم میشد. نماز خانه پمپ بنزین هم خیلی کثیف بود

وحید میخواست موبایلشو شارژ بکنه که نشد. همونجا به وحید زنگ زدن که می خوان از کار بیکارش بکنن و اعصاب وحید بهم ریخت به تبع اون منم ناراحت شدم ولی چاره ای نبود. یکم بهش دلداری دادم تا سفرمون زهر نشه

همین باعث شد که عجله برای رسیدن به مشهد بیشتر بشه! (بر پدر مادر مردم آزار لعنت)

تو روز اول رکاب زدن با هم قرار گذاشتیم که بعد از هر 50 کیلومتر رکاب زدن استراحت بکنیم.

بعد صبحانه دوباره شروع به رکاب زدن کردیم. ساعت حدود 14 بود که به سه راهی گیسوم رسیدیم. به وحید گفتم بریم لب دریا واسه آب تنی. آخه بدجور عرق کرده بودیم. البته اینو بگم که وحید اصلا گیسوم نرفته بود. ولی من یه بار با خانواده رفته بودم و فقط یادم میومد که یه سه راهی داره.

پیچیدیم داخل و حالا رکاب نزن کی رکاب بزن!

تو راه با وحید قرار گذاشتیم که با لباس بریم تو آب. خلاصه رسیدیم و دوچرخه ها رو به یه کنده بزرگ درخت لب دریا تکیه دادیم و جاتون خالی پریدیم تو آب! وای که چه حالی داد

یک ساعتی تو آب بودیم. بعد تو راه برگشت دو جوون موتورسوار به ما گفتن که شما از داخل روستا اومدید راه اصلی گیسوم 5 کیلومتر جلوتر بود! (میگم آخه این راه شبیه اون راهی که قبلا دیده بودم نیست!)

واسه همین مجبور شدیم 5 کیلومتر رو شنهای کنار ساحل رکاب بزنیم که واسه خودش ,عالمی داشت.

رسیدیم به جاده گیسوم. چه جاده باحالی. یه جاده از وسط جنگل. درختای سر به فلک کشیده. خنکی جنگل با سکوت کم و بیش خوشایندش. البته چرا کم و بیش؟

برای اینکه بعضی خانواده ها مشغول "توپس توپس" بودن!!!!!!!

رسیدیم به جاده اصلی به طرف بندر انزلی. توی جاده از کنار تابلوی تالاب انزلی گذشتیم ولی چون وقت نداشتیم دیگه نتونستیم بریم تماشا!

کیلومترهای پایانی خیلی سخت میگذشت. انگار هر قدر که رکاب می زدیم جاده کش میومد.

باد هم از روبرو اذیت میکرد و ما به امید اینکه توی خوابگاه تربیت بدنی شب رو صبح خواهیم کرد چه برنامه هایی میریختیم.

چون روز اول رکاب زدنمون بود خیلی خسته شده بودیم و یه حموم، حسابی حال میداد.

بالاخره رسیدیم بندر انزلی. ورودی شهر از مردم آدرس تربیت بدنی رو میگرفتیم که یا اکثرا بلد نبودن  یا آدرس غلط میدادن. طوریکه آدرس دو نفر کاملا برعکس همدیگه بود.

بعد از کلی گشتن که نتونستیم پیدا کنیم از یه جوون موتورسوار کمک خواستیم و اون ما رو به استادیوم بندر انزلی رسوند.

جلوی در استادیوم ایستادیم و من با نامه تربیت بدنی مخصوص انزلی که از تبریز گرفته بودم، رفتم داخل که نگهبان پیری جلومو گرفت و گفت: کجا؟

منم توضیح دادم که برای گرفتن اتاق اومدیم که ایشون گفتند اینجا فکر نمی کنم جایی بدن و گفت که مسئول تربیت بدنی بندر انزلی داخل محوطه استادیوم در حال ورزشه.

با وحید رفتیم داخل و از پشت فنس های کنار زمین چمن بهمون نشون دادن که مسئول کدومه.

منتظر شدیم تا بعد 2، 3 دور که ورزش تموم شد اومد و ما هم رفتیم جلو و نامه رو دادم بهش و گفتم که بهمون کمک بکنه.

نامه رو گرفت و یه نگاهی بهش انداخت و گفت: جایی برای شما نداریم!

منم گفتم حالا اتاق نشد حداقل اجازه بدین داخل محوطه استادیوم چادر بزنیم که با عصبانیت گفت که : گفتم که جا برای شما نداریم!

یه آقای هم سن و سال که اوضاع رو دید ما رو برد به اتاقش. یادم نیست که مسئول چه هیئتی بود ولی خیلی خوش اخلاق و خوش برخورد بود. از طرز برخورد مسئول تربیت بدنی بندر انزلی معذرت خواست و تعارف کرد: امشب بریم خونه ما مهمون ما باشید.

خلاصه یکم درد دل کردیم و ازش خداحافظی کردیم و از استادیوم اومدیم بیرون. هوا تاریک شده بود. یه فکری به سرم زد. به وحید گفتم بریم تا خروجی شهر. تو مسیر اگه پارکی جایی پیدا کردیم اتراق می کنیم. اگر هم نشد خلاصه یه جایی پیدا می کنیم. همینطور داشتیم می رفتیم که رسیدیم به میدان قو انزلی. دیدیم اونجا یه مسجد و مقبره ای هست. رفتیم داخل و شام خوردیم و تصمیم گرفتیم همونجا بمونیم. وحید با لباس دوچرخه سواری رفت تا از نگهبان بپرس ببینه می تونیم شبو اونجا بمونیم یا نه؟

من سرگرم جمع کردن وسایل بودم که یهو صدای داد و فریاد شنیدم. برگشتم دیدم که خادم سر وحید داره داد میکشه که این چه وضعیه تو مکان مقدس؟ از اینجا برو بیرون!

خلاصه وحیدم برگشت و دوچرخه شو برداشت و رفت بیرون از محوطه. منم مجبور شدم برم. رفتیم روبروی مسجد اونور میدان و دیدیم که یه جایی هست که چند تا خانواده چادر زدن. ما هم یکم اون طرفتر چادر زدیم و دوچرخه ها رو بهم قفل کردیم. چون نگران دوچرخه ها بودیم گفتیم یکیمون بیرون بخوابه. چون شب قبل من تو چادر خوابیده بودم به وحید گفتم امشب تو چادر بخوابه و من بیرون. خلاصه تا ساعت 12، 1 شب همینطور بر تعداد خانواده ها افزوده شد. صبح ساعت 6 بیدار شدم و وحیدم به زور بیدار کردم.

خلاصه دومین شبمون اینطوری گذشت.

نتیجه اینکه: باید خودتون رو برای هر جور شرایط پیش بینی نشده آماده کنید. مهم اینه، بد یا خوب همش خاطره است. الان که من به اون شب فکر می کنم خندم میگیره.


بقیه اش برای بعد

فعلا بای بای


del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
داغ کن - کلوب دات کام
   1      2      3      4      5      6      7    >>